به وبلاگ اصلاح نباتات خوش آمدید. لطفا اگر سوال یا نظری در مورد مطالب طرح شده دارید، از طریق گذاشتن نظر یا ارسال ایمیل مرا از آن مطلع سازید

مقاله مروری – نگاهی به روند ذخیره کربوهیدرات ها در ساقه و انتقال آنها به دانه در ارقام گندم نان تحت شرایط تنش خشکی انتهایی (بخش دوم)

- بازدهی انتقال ذخیره کربوهیدراتها از اندامهای رویشی(مخزن) به دانه( منبع=Source)

بازدهی انتقال ذخیره ساقه یا نسبت درصد ذخیره ساقه درتشکیل وزن کل دانه، توسط مخزن دانه، شرایط محیطی و رقم گندم تعیین می شود. هرچه تعداد دانه بیشتر و اندازه دانه بزرگتر باشد نیاز مخزن دانه بیشتر و در نتیجه مخزن دانه بعنوان یک عامل مهم بازدهی انتقال محسوب می شود. وقتی که مخزن دانه با برداشتن دانه ها از سنبله گیاه کاهش یافت، تعداد بیشتری کربوهیدرات، نسبت به شرایطی که سنبله بدون دستکاری(حذف دانه ها) رشد و نمو کرد، در ساقه ها انباشته شد(کوهباک و توم، 1989). اثرات متقابل بین اندازه سنبله و نیاز برای ذخیره ساقه بستگی به شرایط کشت، قبل و در حین پر شدن دانه ها دارد(بونت واینکول، 1992).

تنش های محیطی مانند خشکی و گرما سبب کاهش میزان آسیمیلاسیون می شود و در نتیجه نیاز به ذخیره ساقه برای پرکردن دانه ها افزایش می یابد. وقتی که گندم در دوره پرشدن دانه تحت رفتار ساقه قرار گرفت به ازاء هر گرم کاهش در ذخیره ساقه(انتقال به دانه) بین 0/82 تا 0/93 گرم دانه تشکیل شد(کینیری، 1993). کمبود آبیاری وخشکی روی انتقال ذخیره ساقه برای پر شدن دانه اثر می گذارد. حتی شدت خشکی انتهایی ممکن است روی بازدهی انتقال ذخیره ساقه اثر بگذارد. پالتا و همکاران(1994) گزارش کردند با افزایش شدت خشکی آسیمیلاسیون بعد از گلدهی بمقدار57 درصد و میزان کربن دانه بمقدار 24 درصد کاهش یافته در صورتیکه انتقال ذخیره ساقه بمقدار 36 درصد افزایش یافته است.

 بنظر می رسد که خشکی انتهایی سبب انتقال ذخیره ساقه های فرعی به سنبله اصلی می شود. بنابراین می توان انتظار داشت که برآورد میزان سهم ذخیره ساقه در تشکیل عملکرد دانه در آزمایش ها و مطالعات گوناگون بعلت شرایط محیطی و کاربرد ارقام مختلف گندم متفاوت باشد. خشکی انتهایی همیشه همراه با تنش گرما می باشد. گرما دوره پر شدن دانه را کاهش می دهد (رادمهر و همکاران، 1997). معمولا با بوجود آمدن تنش گرما شدت پرشدن دانه افزایش می یابد ولی این افزایش به اندازه ای نیست که بتواند کاهش دوره پرشدن دانه ها را جبران کند. وقتی بعلت تنش گرما، پر شدن دانه ها وابسته به انتقال ذخیره ساقه باشد شدت انتقال عامل مهمی خواهد بود. بنظر می رسد که شدت انتقال ذخیره ساقه در درجات بالای گرما به اندازه کافی زیاد نیست که بتواند کاهش پرشدن دانه ها را جبران کند. تحت چنین شرایطی اگر دوره پرشدن دانه ها به طور ژنتیکی طولانی تر باشد بهتر است(بلوم وهمکاران، 1994). دوره کوتاهتر پر شدن دانه ممکن است سبب فرار از تنش های انتهایی شود ولی دوره طولانی تر اجازه می دهد که از ذخیره ساقه بیشتری استفاده شود.

یکی ازمسایلی که در مطالعه و بررسی انتقال ذخیره کربوهیدراتهای ساقه به دانه ها در دوره پرشدن دانه وجود دارد جدا کردن مقدار ذخیره مورد استفاده برای حفظ بقاء گیاه (تنفس) از مقدار ذخیره ای است که برای پر شدن دانه مصرف می شود. دراغلب آزمایشها چنین فرض می شود که کاهش وزن ساقه و یا کاهش میزان کربوهیدراتهای قابل حل در ساقه و سایر اندامهای رویشی صرفا بعلت انتقال آنها ازاین اندامها به دانه برای پرکردن دانه است. در حالیکه کانوپی گیاه در دوره پرشدن دانه شدیدا تنفس می کند و این تنفس برای حفظ بقاء گیاه مهم است(جنت و کیوموتو، 1985). هرچند که فتوسنتز برگ غلاف(آخرین برگ رشد یافته در گیاه که حدود سه چهارم کربوهیدرات مورد نیاز دانه را فراهم می کند) به تنهایی می تواند رشد دانه را تامین کند ولی نمی تواند به تنهایی برای تامین کربوهیدرات مورد نیاز در دو پدیده تنفس گیاه و رشد دانه کافی باشد(راوسون و همکاران، 1983). بعلت نیاز همزمان رشد دانه و تنفس گیاه به مصرف کربوهیدرات، قسمت زیادی از کربوهیدراتها در دوره پرشدن دانه باید از ذخیره موجود در اندامهای رویشی  تا پیش از گلدهی تامین شوند(جنت، 1994). اگر تنفس دردوره رشد دانه فقط متکی به کربوهیدراتهای ذخیره شده تا پیش ازگلدهی می بود، در این صورت سهم این ذخیره در پرکردن دانه ها به مقدار14 تا 49 درصد(راوسون و ایوانز، 1971) تا 61 درصد(آستن و همکاران، 1980) کاهش نمی یافت. بررسی های اخیربا استفاده از کربن 14 نشان داده است که فقط درصد کمی از ذخیره کربوهیدرات قبل از گلدهی، بمصرف تنفس می رسد و تنفس بیشتر متکی به فتوسنتز جاری است(بل و اینکول، 1990). بنابراین فرض اینکه در دوره پر شدن دانه درصد قابل توجهی از ذخیره کربوهیدرات اندامهای رویشی تا پیش از گلدهی، به دانه ها منتقل می شود درست است. بهرحال، می توان سهم ذخیره اندامهای رویشی در شروع پرشدن دانه و مقایسه وزن خشک این اندامها در این مرحله و زمان رسیدن را برآورد کرد. مسئله دیگر انتقال آسیمیلات ازاندامهای رویشی سنبله به دانه ها می باشد. این میزان را می توان با مقایسه وزن خشک سنبله در شروع پر شدن دانه ها و وزن سنبله، حذف وزن دانه ها در زمان رسیدن برآورد کرد. وزن خشک اندامهای رویشی سنبله گندم در زمان گلدهی یا چند روز پس از آن به حداکثر می رسد. این موضوع در بررسی شکیبا و همکاران(1996) با مقایسه وزن خشک سنبله در زمان گلدهی و در زمان رسیدن نشان داده شده است، زیرا از تفاوت این دو وزن عملکرد دانه در سنبله برآورد شد که در بررسی مذکور با وزن واقعی دانه ها تفاوت چندانی نداشته است و بنابراین افزایش وزن کل سنبله بعد از گلدهی در نتیجه رشد و پرشدن دانه ها است. نتیجتا، اگر بعد از گلدهی از سنبله ها به فواصل زمانی معینی نمونه گیری شود می توان براساس تفاوت وزن خشک سنبله در زمانهای مختلف، میزان رشد دانه ها را در دوره پرشدن دانه برآورد کرد.

-نگاهی به روند ذخیره کربوهیدرات ها در ساقه و انتقال آنها به دانه در ارقام گندم نان تحت شرایط تنش خشکی انتهایی (بخش اول)

-نگاهی به روند ذخیره کربوهیدرات ها در ساقه و انتقال آنها به دانه در ارقام گندم نان تحت شرایط تنش خشکی انتهایی (بخش سوم و پایانی)


برچسب‌ها: تنش خشکی, ذخیره کربوهیدراتها, گندم

ارسال توسط متقی، استادیارمرکز تحقیقات کشاورزی همدان
تماس با ما

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به اصلاح نباتات مي باشد.

اسلایدر